راهنمای فروش سهم مشاع و حقوق سایر شرکا

فروش ملک مشاع بدون رضایت سایر شرکا؛ فروش سهم چه اثری دارد؟

فروش سهم خود، فروش یک قسمت مشخص و فروش تمام ملک مشاع سه وضعیت متفاوت‌اند. اعتبار معامله، حق خریدار و امکان اعتراض سایر شرکا به موضوع دقیق قرارداد بستگی دارد.

به‌روزرسانی: شهریور ۱۴۰۵

پاسخ کوتاهمطابق ماده ۵۸۳ قانون مدنی، هر شریک می‌تواند تمام یا بخشی از سهم مشاع متعلق به خود را بدون رضایت سایر شرکا به شخص ثالث منتقل کند. خریدار در این حالت فقط به نسبت همان سهم، شریک ملک می‌شود و مالک انحصاری اتاق، طبقه، حیاط یا قطعه مشخصی از ملک نخواهد شد. اگر شریک، سهم دیگران یا تمام ملک را بدون نمایندگی و اجازه آنان بفروشد، معامله نسبت به سهم خودش اصولاً نافذ و نسبت به سهم دیگران فضولی و غیرنافذ است؛ نفوذ آن بخش به اجازه مالکان مربوط بستگی دارد.

در مالکیت مشاع، هر شریک در جزء جزء ملک به نسبت سهم خود حق دارد؛ اما هیچ قسمت فیزیکی معینی، پیش از افراز یا تقسیم معتبر، منحصراً متعلق به یک شریک نیست. برای نمونه، مالک دو دانگ از یک خانه در تمام خانه به میزان دو دانگ حق دارد، نه اینکه لزوماً مالک دو اتاق یا یک‌سوم حیاط باشد.

بخش زیادی از اختلافات زمانی ایجاد می‌شود که در قرارداد، عبارت‌هایی مانند «دو دانگ مشاع» و «قسمت شمالی ملک» به جای یکدیگر به کار می‌روند. برای تشخیص اثر معامله باید متن قرارداد، سند مالکیت، حدود اختیارات فروشنده، سابقه تقسیم یا تصرف و وضعیت ثبتی ملک کنار هم بررسی شود.

آیا فروش سهم مشاع به رضایت همه شرکا نیاز دارد؟

خیر. ماده ۵۸۳ قانون مدنی به هر شریک اجازه داده است بدون رضایت شرکای دیگر، تمام یا قسمتی از سهم خود را به شخص ثالث منتقل کند. بنابراین اگر مالک رسمی دو دانگ مشاع، دقیقاً همان دو دانگ را بفروشد، صرف مخالفت یا بی‌اطلاعی سایر شرکا باعث بطلان معامله نمی‌شود.

این اختیار فقط ناظر به انتقال حق مالکانه فروشنده است. شریک نمی‌تواند با استناد به ماده ۵۸۳، سهم اشخاص دیگر را بفروشد، برای آنان تعهد ایجاد کند یا یک قسمت معین را بدون تقسیم قانونی به‌طور انحصاری از ملک مشترک خارج سازد. همچنین صحت انتقال سهم با جواز تصرف مادی در ملک یکسان نیست.

رضایت برای فروش سهم لازم نیست؛ برای تصرف انحصاری موضوع دیگری استممکن است انتقال سهم مشاع صحیح باشد، اما ورود خریدار به یک واحد یا بخش مشخص، تغییر قفل، ساخت‌وساز، تخریب یا خارج‌کردن سایر شرکا از تصرف، بدون رضایت آنان یا مجوز قانونی مجاز نباشد.

تفاوت فروش سهم مشاع، فروش قسمت مشخص و فروش کل ملک

فروش سهم خودفروشنده دقیقاً سهم مشاع متعلق به خود، برای مثال دو دانگ از شش دانگ، را منتقل می‌کند. رضایت سایر شرکا شرط صحت این انتقال نیست.
فروش قسمت مشخصفروشنده بخشی مانند طبقه اول، نیمه جنوبی یا ۲۰۰ متر از زمین را می‌فروشد؛ در حالی که آن بخش رسماً یا با تقسیم معتبر به او اختصاص نیافته است.
فروش تمام ملکیکی از شرکا شش دانگ ملک را می‌فروشد، با آنکه فقط مالک بخشی از آن است و از دیگران وکالت یا اجازه معتبر ندارد.

۱. فروش سهم مشاع متعلق به فروشنده

اگر موضوع قرارداد روشن و برابر سهم فروشنده باشد، معامله نسبت به همان سهم اصولاً صحیح است. خریدار جانشین فروشنده در مالکیت مشاع می‌شود و همان مقدار سهم را با حقوق و محدودیت‌های ناشی از اشاعه به دست می‌آورد. سایر شرکا صرفاً به این دلیل که با ورود شریک جدید موافق نیستند، حق ابطال معامله را ندارند.

برای انتقال رسمی، مقدار سهم باید دقیقاً در سند درج شود؛ مانند «دو دانگ مشاع از شش دانگ پلاک ثبتی …». نوشتن مساحت تقریبی بدون تعیین نسبت مالکیت ممکن است سبب اختلاف درباره موضوع معامله شود، به‌ویژه وقتی مساحت واقعی ملک با قرارداد یا سند تفاوت دارد.

۲. فروش قسمت مشخص از ملک مشاع

اگر ملک هنوز افراز نشده باشد، شریک اصولاً مالک اختصاصی قسمت شمالی، یک طبقه معین یا قطعه‌ای با حدود جداگانه نیست. در نتیجه، قرارداد فروش یک قسمت مشخص باید با دقت تفسیر شود: آیا طرفین در واقع قصد انتقال معادل مشاع آن قسمت را داشته‌اند، یا فروشنده تعهد کرده پس از افراز همان بخش را منتقل کند، یا مال متعلق به دیگران را نیز مورد معامله قرار داده است؟ پاسخ واحدی بدون مطالعه قرارداد وجود ندارد.

صرف تصرف طولانی یک شریک در بخشی از ملک نیز همیشه مالکیت مفروز ایجاد نمی‌کند. اگر تقسیم‌نامه، صلح، افراز قطعی یا دلیل معتبر دیگری بر اختصاص آن بخش وجود نداشته باشد، خریدار نمی‌تواند فقط بر پایه قرارداد خود، سایر شرکا را از قسمت مورد نظر بیرون کند.

خرید «یک قطعه مشخص» از سند مشاع پرریسک استپیش از معامله باید معلوم شود قطعه مورد نظر بر اساس صورت‌مجلس تفکیکی، تصمیم قطعی افراز، تقسیم‌نامه معتبر یا سند مستقل به فروشنده اختصاص یافته است یا خیر. نشانه‌گذاری محلی، دیوارکشی یا توافق شفاهی همیشه برای اثبات مالکیت مفروز کافی نیست.

۳. فروش تمام ملک توسط یکی از شرکا

اگر شریک بدون وکالت یا اجازه سایر مالکان، تمام شش دانگ را بفروشد، معامله را نباید یک‌جا و بدون تفکیک تحلیل کرد. قرارداد نسبت به سهمی که واقعاً متعلق به فروشنده است اصولاً نافذ و نسبت به سهم دیگران معامله فضولی و غیرنافذ است. مالکان دیگر می‌توانند آن بخش را اجازه کنند یا رد نمایند.

رد معامله نسبت به سهم دیگران، سهم خود فروشنده را خودبه‌خود از بین نمی‌برد؛ با این حال، خریدار ممکن است با توجه به مفاد قرارداد، آگاهی یا ناآگاهی خود و قواعد تبعض صفقه، حق فسخ یا مطالبه خسارت داشته باشد. نتیجه دقیق به متن قرارداد و اوضاع پرونده وابسته است. برای شرح کامل اجازه و رد، مقاله معامله فضولی ملک و روش رد یا تنفیذ آن را ببینید.

خریدار سهم مشاع چه حقی پیدا می‌کند؟

خریدار سهم مشاع پس از انتقال معتبر، به اندازه سهم خریداری‌شده در تمام اجزای ملک شریک می‌شود. او جای فروشنده را می‌گیرد، اما بیش از حقوق فروشنده حقی به دست نمی‌آورد. مهم‌ترین آثار این انتقال عبارت‌اند از:

  • خریدار در منافع و ارزش ملک به نسبت سهم خود شریک است؛
  • می‌تواند در صورت وجود شرایط قانونی، تقاضای افراز ملک را مطرح کند؛
  • اگر ملک طبق تصمیم قطعی غیرقابل افراز شناخته شود، می‌تواند مسیر قانونی فروش ملک مشاع را پیگیری کند؛
  • حق ندارد بدون رضایت سایر شرکا قسمت مشخصی را ملک اختصاصی خود بداند؛
  • نمی‌تواند حقوق ارتفاقی، رهن، بازداشت یا محدودیت‌های موجود را نادیده بگیرد؛
  • برای انتقال رسمی و طرح برخی دعاوی باید مالکیت و سمت خود را با سند و مقررات ثبتی قابل استناد ثابت کند.

تقاضای افراز همیشه به تقسیم فیزیکی ملک منتهی نمی‌شود. مساحت، ضوابط شهری، حد نصاب‌ها، کاربری و امکان انتفاع مستقل از قطعات در تصمیم مرجع افراز مؤثر است. اگر ملک غیرقابل افراز باشد، موضوع می‌تواند به صدور دستور فروش ملک مشاع و فروش از طریق اجرای احکام برسد.

آیا فروشنده می‌تواند قسمت معینی را به خریدار تحویل دهد؟

فروش سهم و تحویل مادی ملک دو موضوع جداگانه‌اند. انتقال سهم مشاع به خودی خود به خریدار اجازه نمی‌دهد یک بخش مشخص را به تصرف انحصاری درآورد. بر اساس قواعد اداره مال مشترک، تصرف مادی هر شریک باید با اذن سایر شرکا یا بر پایه حکم و مجوز قانونی باشد؛ زیرا هر قسمت ملک هم‌زمان محل حق همه مالکان مشاع است.

اگر پیش از فروش، میان شرکا درباره شیوه استفاده توافق معتبر وجود داشته باشد، خریدار ممکن است در حدود همان توافق جانشین فروشنده شود؛ اما باید متن و دامنه توافق بررسی شود. توافق درباره استفاده و تصرف، لزوماً به معنای تقسیم مالکیت نیست.

اگر خریدار بدون مجوز، سایر شرکا را از ملک یا بخشی از آن خارج کند، حسب وضعیت ممکن است با دعوای رفع تصرف، ممانعت از حق، اجرت‌المثل یا خلع ید از ملک مشاع مواجه شود. عنوان صحیح دعوا به سابقه تصرف، مالکیت رسمی، نوع اقدام و اشخاص حاضر در ملک بستگی دارد.

سایر شرکا پس از فروش سهم چه اقداماتی می‌توانند انجام دهند؟

واکنش قانونی سایر شرکا به چیزی بستگی دارد که فروخته شده است. مخالفت عاطفی یا نارضایتی از شریک جدید، به تنهایی مبنای ابطال فروش سهم فروشنده نیست؛ اما در وضعیت‌های مشخص، راه‌های زیر قابل بررسی است:

  1. رد معامله فضولی: اگر قرارداد شامل سهم آنان نیز باشد، می‌توانند معامله را نسبت به سهم خود رد کنند و در صورت صدور سند یا ایجاد آثار ثبتی، خواسته متناسب را مطرح سازند.
  2. جلوگیری از تصرف بدون اذن: اگر خریدار قسمت مشخصی را بدون اجازه در اختیار گرفته باشد، دعوای متناسب با نوع تصرف قابل طرح است.
  3. مطالبه اجرت‌المثل: اگر یکی از شرکا یا خریدار، ملک را به‌صورت انحصاری در اختیار داشته و شرایط قانونی فراهم باشد، سایر مالکان می‌توانند اجرت‌المثل سهم خود را مطالبه کنند.
  4. اخذ به شفعه: در وضعیت محدود ماده ۸۰۸ قانون مدنی، شریک دیگر ممکن است حق شفعه داشته باشد.
  5. تقاضای افراز یا فروش: هر شریک می‌تواند برای پایان‌دادن به اشاعه، حسب وضعیت ثبتی ملک، افراز و در صورت غیرقابل افراز بودن، فروش قانونی را پیگیری کند.
فروش سهم، مجوز فروش اجباری کل ملک نیستشریکی که فقط می‌خواهد سهم خود را نقد کند، می‌تواند همان سهم را منتقل کند. فروش اجباری تمام ملک از مسیر دستور فروش، معمولاً پس از احراز قطعی غیرقابل افراز بودن ملک و طی تشریفات قانونی انجام می‌شود.

حق شفعه در فروش سهم مشاع

حق شفعه یک استثنا بر اصل آزادی شریک در فروش سهم خود است. مطابق ماده ۸۰۸ قانون مدنی، اگر مال غیرمنقول قابل تقسیمی میان دو نفر مشترک باشد و یکی از دو شریک سهم خود را با عقد بیع به شخص ثالث بفروشد، شریک دیگر می‌تواند با پرداخت قیمتی که خریدار داده است، سهم فروخته‌شده را تملک کند.

بنابراین حق شفعه در هر فروش ملک مشاع به وجود نمی‌آید. از جمله باید مال غیرمنقول و قابل تقسیم باشد، تعداد شرکا پیش از فروش دقیقاً دو نفر باشد و انتقال با بیع انجام شده باشد. انتقال از طریق صلح، هبه یا معاوضه لزوماً مشمول حکم ماده ۸۰۸ نیست. همچنین طبق ماده ۸۲۱ قانون مدنی، حق شفعه فوری است و تأخیر ناموجه پس از اطلاع از معامله ممکن است موجب از بین رفتن آن شود.

در مورد آپارتمان‌ها و املاکی که عملاً قابل تقسیم نیستند، صرف دو نفر بودن مالکان برای ایجاد حق شفعه کافی نیست. در یک رأی منتشرشده در سامانه ملی آرای قضایی نیز بر لزوم قابل تقسیم بودن مال غیرمنقول موضوع شفعه تأکید شده است. تشخیص شرایط شفعه باید با بررسی سند، نوع ملک، تعداد شرکا، قرارداد فروش، ثمن واقعی و زمان اطلاع شریک انجام شود.

آیا فروش ملک مشاع بدون رضایت شرکا جرم است؟

فروش سهمی که واقعاً متعلق به خود فروشنده است، حتی بدون رضایت سایر شرکا، انتقال مال غیر محسوب نمی‌شود. ماده ۵۸۳ قانون مدنی چنین انتقالی را مجاز دانسته است. بنابراین نباید هر اختلاف میان شرکا را به‌صورت خودکار کیفری دانست.

وضعیت زمانی متفاوت می‌شود که شریک، با علم به اینکه مالک یا مأذون نیست، سهم دیگران یا تمام ملک را به عنوان مال خود به دیگری منتقل کند. در این حالت، اگر ارکان قانونی و روانی لازم احراز شود، امکان طرح اتهام انتقال مال غیر وجود دارد. صرف تنظیم یک قرارداد ناقص یا بروز اختلاف در تفسیر میزان سهم، همیشه برای اثبات جرم کافی نیست؛ آگاهی فروشنده از تعلق مال به دیگری و سوءنیت باید در مرجع کیفری احراز شود.

مسیر کیفری جایگزین تعیین تکلیف حقوقی سند و قرارداد نیست. ممکن است برای بی‌اثرکردن معامله نسبت به سهم سایر مالکان، ابطال سند بعدی، رفع تصرف یا بازگرداندن ثمن، دعوای حقوقی جداگانه نیز لازم باشد.

اثر قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول

اینکه فروش سهم مشاع از نظر ماهوی مجاز است، به معنای بی‌نیازی از تشریفات ثبت رسمی نیست. قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول برای اعمال حقوقی ثبت‌نشده، با توجه به زمان‌بندی ماده ۱، نوع سند ملک و وضعیت راه‌اندازی سامانه‌ها، ضمانت اجراهای مهمی از جمله محدودیت در استماع بعضی دعاوی و ادله پیش‌بینی کرده است.

در نتیجه، خریدار نباید به یک قولنامه عادی درباره سهم مشاع اکتفا کند. مالک رسمی، میزان دقیق سهم، بازداشت یا رهن، وجود سند حدنگار، امکان انتقال رسمی و شمول مقررات جدید باید پیش از پرداخت ثمن بررسی شود. درباره حقوق ناشی از اسناد عادی قدیمی نیز ممکن است ثبت ادعا و اقدام در مهلت‌های قانونی ماده ۱۰ اهمیت داشته باشد؛ اما ثبت ادعا به‌تنهایی سند مالکیت یا اجازه تصرف اختصاصی ایجاد نمی‌کند.

جزئیات زمان اجرا و آثار اسناد عادی را در راهنمای قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول بخوانید.

چه دعوا یا خواسته‌ای باید مطرح شود؟

عنوان دعوا باید با مشکل واقعی پرونده هماهنگ باشد. عبارت کلی «ابطال فروش ملک مشاع» در همه پرونده‌ها صحیح نیست؛ زیرا ممکن است فروش نسبت به سهم فروشنده کاملاً معتبر باشد. بسته به اسناد و وضعیت ثبتی، خواسته‌های زیر قابل بررسی‌اند:

  • الزام فروشنده و اشخاص لازم به تنظیم سند رسمی همان سهم مشاع فروخته‌شده؛
  • اعلام رد و بی‌اعتباری معامله فضولی نسبت به سهم خواهان، در صورت تعرض قرارداد به سهم او؛
  • ابطال سند رسمی انتقال در حدود سهمی که انتقال‌دهنده مالک آن نبوده است، با طرف قراردادن اشخاص لازم؛
  • خلع ید، رفع تصرف، رفع ممانعت از حق یا مطالبه اجرت‌المثل، متناسب با وضعیت تصرف؛
  • اخذ به شفعه در صورت اجتماع تمام شرایط قانونی؛
  • افراز ملک و سپس، در صورت صدور تصمیم قطعی بر غیرقابل افراز بودن، درخواست دستور فروش؛
  • فسخ قرارداد، استرداد ثمن، مطالبه خسارت یا وجه التزام از سوی خریدار، اگر فروشنده نتواند موضوع تعهد را منتقل کند و شرایط قراردادی و قانونی فراهم باشد.
نمونه تحلیل صحیح پیش از تنظیم دادخواست

  1. ابتدا مشخص کنید فروشنده در تاریخ قرارداد مالک چه میزان سهم بوده است.
  2. موضوع قرارداد را از نظر «سهم مشاع» یا «قسمت مفروز» بودن دقیق بخوانید.
  3. بررسی کنید سند رسمی به نام چه کسی است و آیا انتقال بعدی، رهن یا بازداشت وجود دارد.
  4. اگر معامله به سهم دیگران تعرض کرده، رد یا اجازه آنان و اسناد مربوط را روشن کنید.
  5. خواسته را فقط نسبت به همان اثر حقوقی مورد نظر و علیه تمام اشخاص لازم تنظیم کنید.

انتخاب میان «اعلام بطلان»، «اعلام عدم نفوذ و رد معامله فضولی»، «ابطال سند رسمی» و «الزام به تنظیم سند» فنی است. استفاده نادرست از این عناوین ممکن است موجب رد دعوا یا صدور رأیی شود که مشکل ثبتی ملک را حل نمی‌کند.

پیش از خرید سهم مشاع چه نکاتی را بررسی کنیم؟

  1. مالکیت رسمی فروشنده: نام مالک و میزان سهم او را از سند و استعلام معتبر احراز کنید.
  2. موضوع دقیق معامله: سهم به صورت دانگ یا کسر مشاع روشن نوشته شود و با سند فروشنده تطبیق داشته باشد.
  3. وضعیت تصرف: مشخص شود چه کسی ملک را در اختیار دارد و آیا درباره نحوه استفاده توافق کتبی وجود دارد.
  4. افراز و تقسیم: تصمیم اداره ثبت، رأی دادگاه، تقسیم‌نامه و نقشه‌های موجود بررسی شود. ادعای شفاهی فروشنده درباره اختصاص یک قطعه کافی نیست.
  5. حق شفعه: اگر ملک فقط دو شریک دارد، شرایط احتمالی حق شفعه پیش از خرید ارزیابی شود.
  6. موانع ثبتی: رهن، بازداشت، معارض، حقوق اشخاص ثالث و محدودیت انتقال کنترل شود.
  7. انتقال رسمی: دفترخانه، موعد حضور، مدارک لازم، مانده ثمن و ضمانت اجرای عدم انتقال روشن باشد.
  8. تحویل: در قرارداد تصریح شود خرید سهم مشاع به معنای مالکیت اختصاصی قسمت معین نیست، مگر اینکه مستند قانونی معتبر وجود داشته باشد.
متراژ را با سهم مالکیت اشتباه نگیریدخرید «۵۰۰ متر مشاع از یک زمین ۲۰۰۰ متری» لزوماً به معنای مالکیت همان ۵۰۰ متر محصورشده‌ای نیست که فروشنده نشان می‌دهد. نسبت سهم، حدود سند مادر و امکان افراز باید جداگانه بررسی شود.

اشتباهات رایج در فروش ملک مشاع

  • تصور اینکه امضای همه شرکا برای فروش سهم شخصی یک شریک لازم است؛
  • تصور برعکس، یعنی اینکه شریک می‌تواند بدون اجازه دیگران کل ملک را بفروشد؛
  • نوشتن «قسمت شمالی» به جای سهم دقیق مشاع، بدون وجود تقسیم معتبر؛
  • تحویل انحصاری ملک به خریدار و تعویض قفل بدون رضایت سایر مالکان؛
  • نادیده‌گرفتن حق شفعه در ملکی که فقط دو شریک دارد؛
  • خرید سهم با قولنامه عادی بدون بررسی قانون الزام و امکان تنظیم سند رسمی؛
  • طرح شکایت انتقال مال غیر صرفاً به دلیل اختلاف میان شرکا، بدون بررسی مالکیت فروشنده و سوءنیت؛
  • درخواست ابطال کل معامله، در حالی که فروشنده مالک بخشی از مبیع بوده است؛
  • خرید سهم مشاع با این تصور که افراز ملک قطعاً امکان‌پذیر خواهد بود.

پرسش‌های متداول

آیا شریک می‌تواند سهم خود را بدون اطلاع سایر شرکا بفروشد؟

بله. برای انتقال سهم مشاع متعلق به خود، رضایت یا اطلاع قبلی سایر شرکا شرط صحت معامله نیست. با این حال، در صورت وجود شرایط ماده ۸۰۸ قانون مدنی، شریک دیگر ممکن است حق شفعه داشته باشد و انتقال نیز باید با مقررات ثبت رسمی سازگار باشد.

آیا سایر شرکا می‌توانند فروش سهم را باطل کنند؟

صرف مخالفت آنان موجب ابطال فروش سهم فروشنده نیست. آنان فقط در صورت وجود مبنای قانونی مانند تعرض معامله به سهم خودشان، فقدان مالکیت فروشنده، جعل، بطلان قرارداد یا تحقق شرایط حق شفعه می‌توانند اقدام متناسب انجام دهند.

اگر یکی از شرکا شش دانگ ملک را بفروشد، کل قرارداد باطل است؟

نه لزوماً. قرارداد نسبت به سهم متعلق به فروشنده اصولاً نافذ و نسبت به سهم دیگران فضولی و غیرنافذ است، مگر اینکه وضعیت خاص قرارداد یا دلیل دیگری نتیجه متفاوتی ایجاد کند. سایر مالکان می‌توانند بخش مربوط به سهم خود را اجازه یا رد کنند.

خریدار سهم مشاع می‌تواند در ملک ساکن شود؟

مالکیت سهم به تنهایی مجوز تصرف انحصاری در قسمت مشخصی از ملک نیست. شیوه استفاده باید با رضایت شرکا، توافق معتبر قبلی یا تصمیم قانونی تعیین شود. تصرف بدون اذن می‌تواند موجب دعوای حقوقی و مطالبه اجرت‌المثل شود.

آیا فروش یک طبقه از خانه مشاع معتبر است؟

اگر آن طبقه با افراز، تقسیم‌نامه معتبر یا سند مستقل به فروشنده اختصاص یافته باشد، وضعیت روشن‌تر است. در غیر این صورت باید قصد طرفین و متن قرارداد بررسی شود و خریدار نمی‌تواند صرفاً به دلیل قرارداد، مالکیت انحصاری طبقه را در برابر سایر شرکا تحمیل کند.

فروش سهم مشاع به شخص غریبه جرم است؟

خیر. فروش سهم متعلق به خود جرم نیست. احتمال مسئولیت کیفری زمانی مطرح می‌شود که شخص با علم و سوءنیت، سهم متعلق به دیگران را بدون مجوز به دیگری منتقل کند و سایر ارکان قانونی جرم نیز احراز شود.

آیا حق شفعه در ملک سه‌شریکی وجود دارد؟

بر اساس ماده ۸۰۸ قانون مدنی، یکی از شرایط حق شفعه این است که مال پیش از فروش میان دو نفر مشترک باشد. بنابراین در ملک دارای سه شریک یا بیشتر، این حق بر مبنای ماده یادشده ایجاد نمی‌شود.

اگر ملک قابل افراز نباشد، خریدار سهم چه می‌کند؟

پس از احراز مالکیت و طی تشریفات افراز، اگر تصمیم قطعی بر غیرقابل افراز بودن ملک صادر شود، هر شریک می‌تواند درخواست فروش قانونی ملک را مطرح کند. فروش کل ملک باید از مسیر مقرر و با رعایت حقوق همه شرکا انجام شود.

پیش از خرید یا اعتراض، موضوع دقیق معامله را بررسی کنید

در پرونده‌های ملک مشاع، یک عبارت در قرارداد می‌تواند مرز میان فروش معتبر سهم، تعهد به انتقال قسمت معین و معامله فضولی باشد. سند مالکیت، میزان سهم، وضعیت تصرف و سابقه افراز باید هم‌زمان بررسی شوند.

درخواست بررسی حقوقی پرونده

منابع: مواد ۲۴۷ تا ۲۶۳، ۴۴۱، ۵۷۱، ۵۸۱ تا ۵۸۳، ۸۰۸ و ۸۲۱ قانون مدنی؛ قانون افراز و فروش املاک مشاع؛ قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول؛ رأی منتشرشده درباره شرط قابل تقسیم بودن مال در اعمال حق شفعه.

این مطلب راهنمای عمومی است. اعتبار قرارداد، امکان افراز، حق شفعه، عنوان دعوا و مسئولیت احتمالی کیفری فقط پس از بررسی سند رسمی، متن قرارداد، میزان سهم، سابقه تصرف و وضعیت ثبتی هر پرونده قابل تعیین است.

نوشته‌های مشابه